قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

940

تاريخ الفي ( فارسى )

فرستاد ، امّا در حال جمازه سوارى از عقب ابراهيم بن مالك فرستاده پيغام داد كه در مراجعت مسارعت نماى كه حادثه‌اى چنين روى نموده . قاصد در ساباط « 1 » مداين به ابراهيم رسيد و او در ساعت از آنجا بازگشته متوجّه كوفه شد . امّا اشراف كوفه قبل از آمدن ابراهيم بر قتل مختار اتّفاق نموده جوشنها پوشيده و مسلّح و مكمّل به منزل شبث بن ربعى رفتند تا به اتّفاق او بر سر مختار روند . چون اين خبر به مختار رسيد با جمعى كثير از سپاه كه باقى مانده بودند مستعدّ قتال گشته از دارالاماره بيرون آمد و در فضايى كه قريب به دارالاماره بود توقّف نمود . و چون شمر ذى الجوشن ، محمّد بن اشعث ، و عمر سعد و ساير اهل فتنه با شبث ملاقات نموده او را بر محاربهء مختار تحريص نمودند ، شبث گفت : مصلحت آن است كه اوّلا رسولى نزد مختار فرستيم تا او را نصيحت كند تا بدانيم كه او با ما در چه مقام است . بعد از آن بر حسب مقتضاى وقت عمل نماييم . پس شبث پسر خود را پيش مختار فرستاد كه اشراف كوفه مثل فلان و فلان جوشنها در بر و شمشيرها در ميان نزد من آمده و بر محاربهء تو يك جهت و يكدل گشته‌اند . اگر تو قبول مىكنى كه به تلافى تقصيرات گذشته مشغول گردى شايد كه اين فتنه تسكين يابد ، و الّا غبار وحشت به نوعى ساطع خواهد شد كه روزگار آن را فرو نتواند نشانيد . چون اين پيغام به مختار رسيد در برابر سخنان دلپذير گفت و جواب فرستاد كه هرچه ملتمس شما باشد بر كاغذى نوشته نزد من فرستيد تا آن را دستور العمل سازم . و غرض مختار از اين مدارا آن بود كه شايد ابراهيم بن مالك برسد . اتّفاقا در اثناى اين گفتگوى ناگاه آواز طبل برآمد كه ابراهيم رسيد . چون ابراهيم پيش مختار آمد مختار كيفيت واقعه به تفصيل به او گفت . ابراهيم به غضب درآمده گفت : اين سگان را چه ياراى آن‌كه با تو اظهار مخالفت كنند . پس على الفور روى به دفع ايشان آورده در حملهء اوّل يكى از سرهنگان را با پنجاه كس به قتل آورده هشتصد كس را به اسيرى گرفت . صناديد كوفه منهزم گشته در زواياى ناكامى خزيدند . مختار تفحّص اسيران نموده تحقيق كرد كه دويست و پنجاه كس از اين جماعت به جنگ امام حسين ، عليه السّلام ، به كربلا رفته بودند . پس امر فرمود تا ايشان را به اقبح وجهى به قتل رسانيدند و باقى را گذاشت به اين شرط كه با دشمنان او همراه نشوند . بعد از آن مختار فرمود تا در كوفه منادى كردند كه هركه در خانهء خود را ببندد در امان است ، الّا آنكه شريك خون امام حسين ، عليه السّلام ، باشد . در كامل التواريخ آورده كه عمرو بن حجّاج زبيدى ، كه از جمله شركاء قتلهء امام حسين ،

--> ( 1 ) . ساباط : شهركى بالاتر از رود فرات . در سال چهل و يك هجرى امام حسن ( ع ) را در اين محلّ ضربه‌اى زدند ، و پس از اين حادثه امام ( ع ) به خانه عموى مختار در مداين رفت . مختار در همين منزل به عموى خود پيشنهاد كرد كه امام را دستگير كرده به معاويه تحويل دهد .